En
تاریخ : دوشنبه 9 تير 1393
کد 111

قیام پانزده خرداد سال 1342 ورامین

يكي از حوادث تاثيرگذار تاريخ معاصر ايران و انقلاب اسلامي به خصوص، قيام پانزده خرداد 1342 است كه به عنوان مبدا نهضت اسلامي از آن ياد مي شود. حادثه چنين آغاز شد كه بعد از سخنراني امام خميني در 13 خرداد، ماموران رژيم در نيمه شب پانزده خرداد با هجوم به منزل، ايشان را دستگير نمودند. با انتشار خبر دستگيري امام، در تعدادي از شهرهاي ايران از جمله تهران، قم، شيراز، ورامين و...تظاهرات گسترده اي به حمايت از امام و مخالفت با اعمال رژيم پهلوي صورت گرفت. ورامين نيز يكي از آن شهرهايي بود كه از تظاهرات روز 15 خرداد آن به عنوان واقعه اي مهم در تاريخ انقلاب اسلامي ياد مي شود. در اين مقاله تلاش مي شود با تكيه بر اسناد و مدارك موجود و به خصوص تاريخ شفاهي، قيام 15 خرداد ورامين مورد بررسي قرار گيرد.


يكي از حوادث تاثيرگذار تاريخ معاصر ايران و انقلاب اسلامي به خصوص، قيام پانزده خرداد 1342 است كه به عنوان مبدا نهضت اسلامي از آن ياد مي شود.
حادثه چنين آغاز شد كه بعد از سخنراني امام خميني در 13 خرداد، ماموران رژيم در نيمه شب پانزده خرداد با هجوم به منزل، ايشان را دستگير نمودند.
با انتشار خبر دستگيري امام، در تعدادي از شهرهاي ايران از جمله تهران، قم، شيراز، ورامين و...تظاهرات گسترده اي به حمايت از امام و مخالفت با اعمال رژيم پهلوي صورت گرفت.
ورامين نيز يكي از آن شهرهايي بود كه از تظاهرات روز 15 خرداد آن به عنوان واقعه اي مهم در تاريخ انقلاب اسلامي ياد مي شود.
در اين مقاله تلاش مي شود با تكيه بر اسناد و مدارك موجود و به خصوص تاريخ شفاهي، قيام 15 خرداد ورامين مورد بررسي قرار گيرد.

كليدواژه: امام خميني، قيام پانزده خرداد، منطقه ورامين.

مقدمه

بعد از تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي، و برگزاري رقراندوم انقلاب سفيد در 6 بهمن 1341، بحران روابط بين دستگاه حكومتي و جامعه مذهبي شذت  يافت. چنانچه امام خميني و مراجع وقت در 22 اسفند 1341 عيد نوروز سال آينده را تحريم كردند و اعلام نمودند كه مسلمين به علت مصيبت وارده ناشي از تصويب و اجراي مواد ششگانه ي انقلاب سفيد شاه، عزادار هستند.(1)
در دوم فروردين 1342، مدرسه فيضيه مورد هجوم ماموران پليس و ساواك قرار گرفت كه گفته مي شود جمع زيادي از طلاب را مضروب و مجروح ساخته و تعدادي را كشتند.(2)
پس از آن واقعه، مراجع و علماي معروف قم و شهرهاي ديگر، با صدور اعلاميه هايي حمله ي نيروهاي رژيم پهلوي را به مدرسه ي فيضيه محكوم كردند.

امام خميني نيز در طي بيانات خويش در بين روحانيون، طلاب و اهالي قم آنها را به صبر و استقامت در برابر حوادث پيش آمده تشويق نموده و اين حركت رژيم را محكوم نمودند. (3) در واقع اين حمله بر شدت دشمني بين حكومت و روحانيت افزود. از آن زمان به بعد، روز به روز بر شدت انتقادات روحانيون مخالف رژيم، به خصوص امام خميني از حكومت پهلوي افزوده شد.

با فرا رسيدن ماه محرم، مراسم عزاداري شهادت امام حسين شروع شد امام خميني اعلام كرده بود كه در عصر روز عاشورا( دهم محرم برابر با 13 خرداد ماه 1342) در مدرسه فيضيه سخن راني خواهد كرد.
امام، روز 13 خرداد ، در حالي كه هزاران تن، با فرياد  خميني خميني او را مشايعت مي كردند، وارد مدرسه فيضيه شد. (4) ايشان در ميان روحانيون، طلاب، اهالي قم و زائران حرم حضرت معصومه، نطق تاريخي خود را ايراد نمودند و ضمن اشاراتي به مخالفت رژيم با اسلام، رابطه شاه و اسرائيل و نفوذ بهائي ها، از اقدامات حكومت پهلوي شديداً انتقاد نمودند.(5)

به اعتقاد عده اي اين نطق، نقطه عطفي در تاريخ معاصر ايران است زيرا رژيم شاهنشاهي را سخت تكان داد و شمارش معكوس از همان روز شروع شد. (6)
در اين روز در تهران نيز راهپيمايي عظيمي در مخالفت با عملكرد رژيم پهلوي، از ميدان قيام تا دانشگاه تهران برپا شد و تظاهركنندگان در بازگشت از دانشگاه تهران، در كنار كاخ مرمر شاه، فرياد  مرگ بر اين ديكتاتور سر دادند. در چهاردهم خرداد نيز در تهران و قم تظاهرات به طرفداري از امام خميني و مخالفت با رژيم انجام گرفت كه منجر به برخوردهايي بين مردم و مامورين انتظامي گرديد. (7)

بعد اين اتفاقات در نيمه شب 15 خرداد، امام خميني و چندتن از علما توسط عوامل دستگاه حكومتي دست گير شدند. امام خميني در واقع در ساعت 3، در تاريكي شب توسط نيروهاي ساواك ربوده شد و به تهران انتقال يافت. در روز 15 خرداد، وي را در باشگاه افسران نگه داشتند و در غروب آن روز به زندان قصر منتقل كردند كه پس از 19 روز به پادگان عشرت آباد انتقال يافت.
بعد از دستگيري امام خميني، تظاهرات گسترده اي در تعدادي از شهرهاي ايران صورت گرفت. هدف تظاهركنندگان حمايت از امام خميني و مخالفت با رژيم بود.
ورامين نيز يكي از آن شهرهايي بود كه قيام 15 خرداد آن، به عنوان يكي از حوادث مهم تاريخ انقلاب اسلامي ثبت شده است.
در اين مقاله تلاش شده است تاثير دستگيري امام خميني بر قيام  15 خرداد ورامين، نحوه شكل گيري و عوامل تاثيرگذار بر اين حادثه، با تاكيد بر خاطرات شفاهي راويان، مورد بررسي قرار گيرد.

پانزده خرداد در ورامين

در برابر اقدامات جديد دولت و اصلاحات شاه و برگزاري رفراندوم، امام خميني و علماي طراز اول قم تشكيل جلسه دادند و اعلاميه اي با نه امضاء منتشر نمودند. (8)
به دنبال اين قضايا امام در 13 خرداد سخنراني پرشوري ايراد نمودند و همين سخنراني موجب دستگيري ايشان توسط عوامل حكومتي گرديد.
بعد از دستگيري امام توسط حكومت پهلوي و انعكاس وسيع خبر دستگيري ايشان موج گسترده اعتراضات مردمي كشور را فرا گرفت. حمايت از  نهضت و اعتراض به دستگيري امام هدف مردم بود.
اين اعتراضات در شهرهاي قم، تهران، مشهد، شيراز، قزوين، كاشان و ورامين بازتاب بيشتري داشت.
ورامين نيز جزو آن شهرهايي بود كه در روز 15 خرداد، مردم آن در برابر حكومت پهلوي ايستادند و با اين حركت، حمايت خود را از نهضت اسلامي اعلام نمودند. آقاي فردوسي پور در خاطراتش عنوان مي كند كه مردم ورامين براي ياري و كمك به امام به طرف تهران راه افتادند. (9)
همانطور كه مي دانيم محرم ماه ويژه اي در فرهنگ و تاريخ تشيع است، شيعيان در هر نقطه اي به يادبود واقعه ي عاشورا گرد هم مي آيند و ضمن بحث از فلسفه قيام امام حسين(ع) وفاداري و بيعت خود را با آرمان هاي سيدالشهداء تجديد مي كنند.
تاثير مراسم قيام عاشورا و مراسم عزاداري اين روز در پيروزي نهضت اسلامي ايران چنان است كه امام خميني در سال 61 طي بيانات خويش فرمودند كه :  شما گمان نكنید كه اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‌‏زنی و نوحه‌‏سرایی نبود، 15 خرداد پیش می‏آمد. هیچ قدرتی نمی‏توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سیدالشهدا.  (10)

تظاهرات مردم منطقه ي ورامين در روز 12 محرم - ۱۵ خرداد - انجام گرفت. شرح ماجرا بدين صورت بود كه در آن روز در پيشواي ورامين، عزاداران امام حسين و شهداي كربلا، واقعه ي آمدن طايفه ي بني اسد را براي دفن شهداي كربلا به نمايش گذاشته بودند.
اين نمايش تاثير زيادي در راهپيمايي تاريخي مردم پيشوا به سوي تهران داشت. با توجه به اينكه تعداد زيادي از افرادي كه در تظاهرات اين روز شركت بودند از حاضران در اين نمايش مذهبي بودند و در خاطرات خود به تاثير اين نمايش بر قيام روز 15 خرداد مردم پيشوا اشاره كرده اند لازم است در اين مورد توضيحي ارائه شود.

تعزیه مذهبي بني اسد در پيشواي ورامين

بنا به روايات، طايفه بني اسد وقتي از شهادت امام حسين و يارانش در كربلا آگاهي يافتند، به سوي كربلا آمدند تا اجسادي را كه بر زمين افتاده بودند، به خاك بسپارند. آن ها در روز 12 محرم به قتلگاه كربلا رسيدند و شهداي كربلا را دفن كردند. از اين رو از چندين سال پيش، در روز 12 محرم، ماجراي آمدن بني اسد و شناسايي شهداي كربلا و دفن آن ها، در صحن امام زاده جعفر پيشوا به نمايش گذاشته مي شد.(11)
در اين تعزیه مذهبی، گروهي با لباس هايي به شيوه ي اعراب، با بستن چفيه بر سر، عبا بر دوش به راهپيمايي مي پرداختند. دسته هاي سينه زني نيز آن هيئت را همراهي مي كردند. تعدادي از اعضايي كه نقش افراد بني اسد را بازي مي كردند، بيل يا كلنگي در دست داشتند. گاهي به عربي جمله هايي مي گفتند، آنان بيش تر اين نوحه را مي خوانند:  ( بني اسد، بني اسد، بيا رويم، بيا رويم براي دفن شاه دين. آن گاه بيل ها، كلنگ ها و پرچم هاي رنگي را به اهتزاز درمي آوردند و نوحه را تكرار مي كردند. مقصد بني اسد رسيدن به صحراي كربلا بود، در اين نمايش، صحنه ي كربلا، صحن امام زاده جعفر است. هنگامي كه افراد بني اسد به صحنه كربلا مي رسند با جنازه هايي روبه رو مي شوند كه در گوشه و كنار قرار داده شده اند، تن هاي بي سر، دست هاي بريده و جسدهاي مجروح كه با هنرمندي خاصي ساخته اند، توسط متصديان نمايش بني اسد، در اين محل قرار داده شده اند. صحنه ي دردناك، زماني است كه بني اسد به ميدان جنگ مي رسند و بعد از برخورد با جنازه ها، به علت جراحات وارده و قطع اعضا و جوارح آنان، قادر به شناسايي آن ها نيستند. در اين هنگام، سواري مي آيد و برابر طايفه بني اسد مي ايستد. سپس جوان نقاب پوش كه عمامه اي سبز بر سر دارد، روي منبر مي نشيند و دوباره حادثه  ي كربلا را روايت مي كند. او يكي يكي شهيدان را نام مي برد و بني اسد آنها را به خاك مي سپارند. دسته ي همسرايان نيز مصيبت مي خوانند. آن گاه جوان نقاب پوش مي رود و مردم بدرقه اش مي كنند. اين بار جواني با صداي بلند اشعاري را مي خواند، از مرگ و از اين كه هيچ كس زنده نمي ماند....آنگاه بني اسد اندوهگين مي شوند كه چرا در روز عاشورا نبودند تا امام حسين را ياري دهند. (12)

رسيدن خبر دستگيري امام خميني به پيشوا

در نيمه شب 15 خرداد 42 كه امام در منزل حاج آقا مصطفي بودند. مأموران از افراد محل، مكان اقامت ايشان را جستجو مي كنند امام با مشاهده چنين وضعي خطاب به مأموران مي-فرمايند:  روح الله خميني منم، چرا اينها را مي زنيد...اين چه رفتار وحشيانه اي است كه با مردم مي كنيد؟ چرا به اصول انساني پايبند نيستيد؟ اين چه وحشيگري ها است كه از شما سر-مي زند؟ (13)
صبح همان شب خبر دستگيري امام در شهر قم و ساير شهرها منتشر شد. همزمان با دستگيري امام، عده اي از روحانيون و وعاظ نيز در تهران و همچنين آيت الله محلاتي در شيراز و آيت الله قمي در مشهد دستگير شدند. (14)
با انتشار خبر دستگيري امام خميني، بسياري از شهرهاي ايران دچار آشوب شد. مقدر بود كه منطقه ورامين نيز شاهد حوادثي باشد كه به عنوان نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت و ضبط گردد.
در روز 15 خرداد 1342 مردم پيشوا، سناردك، كهنك، محمدآباد عرب و بسياري از مردم كه به قصد زيارت آمده بودند، در مراسم بني اسد شركت كرده بودند  و در صحن امام زاده جعفر حضور داشتند. مردم مشغول عزاداري بودند  كه فردي از تهران مي آيد و فرياد مي زند  كه اگر شما در كربلا مي بوديد، از امام حسين حمايت مي كرديد؟ امروز مرجع عالي قدر ما را گرفته اند و به زندان انداخته اند كه از سلاله ي حسين (ع) است. آيا مي خواهيد دست روي دست بگذاريد؟ در دست نوشته هاي سعيد وزيري اين فرد حاج حسن مقدس معرفي شده است. (15)

آقاي حسن اردستاني جعفري، حامل پيام دستگيري حضرت امام را فردي ديگري معرفي مي كند و مي گويد كه وي خبر دستگيري امام را از قم آورده بود. آقاي اردستاني در اين زمينه چنين گفته است:  روزي در مغازه نشسته بودم كه آقاي حاج عباس رحيمي از قم خبر جديدي آورد و به من گفت كه چرا مغازه ات باز است؟ بلند شو امام را دستگير كرده اند. من فوراً مغازه را بستم و به همراه وي به حسينيه ي مرحوم غلامعلي عليخاني رفتم. در حسينيه ي مزبور، آقاي محمدتقي علايي مشغول روضه-خواني بود كه بعد از دريافت خبر دستگيري امام، نوحه را عوض كرد و شروع به تحريك مردم به رفتن به صحن امام زاده جعفر نمود. آمديم به صحن امام زاده جعفر و در آنجا حاج حسن مقدس رفت و بلندگو را از دست مداح گرفت و خبر دستگيري حضرت امام را با گريه و زاري به مردم ابلاغ كرد. (16)

حركت مردم پيشوا به سمت ورامين

بعد از رسيدن خبر دستگيري امام خميني، حسن اردستاني از افراد شركت كننده در تظاهرات روز 15 خرداد، به مردم گفت كه  ما همه مي خواهيم براي گرفتن راديو و تلويزيون و آزادي امام، به سمت تهران حركت كنيم. همه در ساعت يك ظهر در صحن آماده باشند و آن هايي كه دوست دارند كفن بپوشند، كفن بر تن كنند و به صحن بيايند. (17)
مردم ساعت يك ظهر در صحن امام زاده جعفر آماده شدند. جمعيت حاضر در صحن، حدود پنج هزار نفر بودند و كفن پوشان حدود هزار نفر بودند. سپس مردم از بازار بيرون رفتند و مغازه هايي كه باز بودند، مورد حمله قرار دادند   نزديك گاراژ پيشوا دست به دست هم دادند و به صورت زنجيروار در مقابل زنان ايستادند و مانع حركت آن ها شدند تا آنان به خانه هايشان برگردند و با جمعيت نيايند.
اما زنان در پل حاجي مجدداً به  مردان رسيدند در اينجا دوباره مردان، مانع حركت آن ها شدند بعد از اينكه، جمعيت از شهر خارج شدند شيخ ابوالقاسم محي الدين بالاي ديوار رفت و گفت:  مردم، ما كه مي رويم هيچ انتظار برگشتن نداريم. ممكن است شهيد، زخمي و دستگير شويم. هر كس كه براي خدا حركت كرده، اين چيزها را بايد قبول كند و هر كسي كه مي ترسد برگردد. (18)
شيخ محي الدين و شيخ فتح الله صانعي در جلو جمعيت حركت كردند و مردم نيز به دنبال آنها به راه افتادند. از روستاهاي اطراف پيشوا، عده اي نيز به جمعيت افزووده شدند. مردم داس،‌ چوب، شمشير و حتي اسلحه ي كمري در دست داشتند. بعد از اينكه مردم پيشوا به ورامين رسيدند مردم ورامين به استقبال آنها آمدند، و در آنجا هر دو جمعيت به همديگر پيوستند و به سمت داخل شهر ورامين حركت كردند. (19)

پيوستن مردم ورامين به تظاهركنندگان پيشوا

در ورامين نيز سیدرضا نیّری از اعضای هیئت‌های مؤتلفه، از تهران از طرف برادران عسگراولادي مأمور می‌شود که خبر دستگیری امام را به مردم ورامین برساند. او در خاطرات خود می‌گوید: ...به من گفتند به دلیل اینکه دو سال در ورامین بوده‌ای و آن‌جا سابقه خوبی داری، باید سریع بروی و به مردم عزادار اطلاع‌ دهی که امام دستگیر شده است...در ورامین مردم مشغول عزاداری بودند....آقایی به نام مقدسی ـ خدا او را رحمت کند ـ میاندار هیئت بود، من بلافاصله به میان جمعیت رفتم و خبر دستگیری حضرت امام را به آنها دادم. با صداي بلند گفتم:  مردم! حاج آقا روح الله را دستگير كردند، حالا شما آمديد اين جا و به سرو سينه  خود مي زنيد؟.» (20)
موقعي كه خبر دستگيري امام خميني در روز 12 محرم به مردم ورامين رسيد، مردم مغازه ها را تعطيل كردند. ساواك ورامين بعد از تعطيلي مغازه ها به جنب و جوش افتاد.  ... آن روز مأمورین شهربانی ورامین مرّتب به فردفرد اهالی تذکر می‌دادند که مغازه‌ها را باز کنید، در غیر این‌صورت برایتان گران تمام می‌شود...»
(21)
به همين سبب ماموران ساواك با تعدادي از مغازه دارها درگير شد كه در نتيجه اين درگيري دو نفر از آنها دستگير شد و به شهرباني انتقال داده شدند. بعد از اين قضيه چند نفر از اعضاي هيئتي كه به  گروه دعاي سماتي ها معروف بودند، به همراه عده اي از مردم ورامين به سوي شهرباني حركت كردند و جلو شهرباني ورامين جمع شدند. آنها با ذكر صلوات بر محمد(ص)، شعار مي دادند و تقاضاي خلاصي آن دو نفر دستگير شده را مي-نمودند. (22)
 شهرباني ورامين سپس دو نفر از آنها را به عنوان نماينده از بين جمعيت خواست و به داخل شهرباني برد. پس از مذاكره با آن  ها و كسب تكليف از مركز، از آنان تعهد گرفت و هر چهار نفر را مرخص كرد. جمعيت، آن دو نفر دستگير شده را از جلو شهرباني تا مسجد خاتم الانبياء(ص) با ذكر صلوات آوردند. سپس به مسجد رفتند و نماز ظهر را در آنجا خواندند. در مسجد تصميم گرفته شد ابتدا شخصي به نام امير اكبري به قم اعزام بشود تا خبر صحيح را در مورد امام خميني كسب كند. ساعتي بعد آقاي امير اكبري با سروكله اي خونين برمي گردد. او توسط ماموران دولتي، در سه راه ورامين شهرري مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود. آقاي اكبري خبر آورده بود كه امام خميني را در شب 15 خرداد دستگير و از قم به تهران منتقل نموده اند.
پس از اينكه خبر مزبور در ساعت 2 بعدازظهر به ورامين رسيد، مردم اين شهر تصميم گرفتند در همان ساعت براي آزادي امام به سمت تهران حركت كنند. در همين موقع خبر رسيد كه عده اي از مردم پيشوا، به صورت كفن پوش به سوي ورامين در حركت هستند. در نتيجه افرادي كه در ورامين اجتماع كرده بودند و مي خواستند به تهران بروند، براي استقبال مردم پيشوا و روستاهاي اطراف آن به سمت جاده ي قلعه سين( چوب بري فعلي) رفتند و در آنجا هر دو گروه به هم پيوستند. سپس تظاهركنندگان و كفن پوشان ورامين و پيشوا، متحداً در حالي كه شعارهاي تندي عليه رژيم پهلوي مي دادند، به طرف مركز شهر ورامين حركت كردند و تا جلو شهرباني ورامين، دوري در آن شهر زدند و به سوي جاده تهران به حركت درآمدند. (23)
يكي از شاهدان آن روز در خاطرات خود چنين مي گويد:  ...خبر آوردند پيشوايي ها در صحن امام زاده جعفر اجتماع كرده اند و اگر صبر كنيد به شما ملحق مي شوند. مردم كه اين را شنيدند دل و جرأت پيدا كردند... (24)
در طول مسير، از روستاهاي اطراف ورامين، بخصوص قشلاق و عمرآباد، عده اي با شنيدن خبر به جمعيت تظاهرات كننده پيوستند. (25)

حوادث پل باقرآباد ورامين

تظاهرا كنندگاني كه از پيشوا به راه افتاده بودند به ورامين رسيدند. در ورامين نيز عده اي از اهالي آن شهر و روستاهاي اطراف به آن ها افزوده شدند و بدون كوچكترين درگيري و مخالفتي از طرف نيروهاي انتظامي مستقر در شهر ورامين از شهر مزبور خارج شدند. حتي گروهان ژاندارمري كه در كنار كارخانه قند ورامين مستقر بود، هيچ عكس العملي نسبت به تظاهركنندگان نشان نداد. حسن اردستاني كه از افراد شركت كننده در تظاهرات روز 15 خرداد بود در اين باره چنين مي گويد... آن-هايي كه از تهران مي آمدند به مردم مي گفتند كه در پل باقرآباد، در ژاندارمري واقع در كنار پل، نيروهاي انتظامي آماده قتل و عام هستند، از راه برگرديد، ولي گوشمان بدهكار اين حرف ها نبود. (26)
راهپيمايان حدود 5 بعدازظهر به نزديك باقرآباد رسيدند و از دور متوجه شدند كه نيروهاي نظامي و انتظامي جاده را بسته-اند. در آن موقع ديدند حرف هاي افرادي كه از تهران مي آمدند و به آن ها هشدار ميدادند، صحت دارد؛ ولي باز هم فكر نمي كردند كار به كشتار عمومي بكشد، لذا علي رغم هشدار نيروهاي نظامي از طريق بلندگو، كماكان به سمت پل باقرآباد حركت كردند. در اين موقع بود كه فرمانده نيروهاي نظامي كه فردي به نام سرهنگ بهزادي بود، دستور تيراندازي را داد.(27)
آقاي محمدمعصومشاهي در مورد چگونگي قتل عام مردم چنين مي-گويد:  نزديك پل باقر آباد، حدود كارخانه ي سبزي خشك كني رسيديم، ‌مشاهده كرديم كه  وسط جاده را نظاميان سد كرده اند. در همين موقع يكي از نيروهاي انتظامي از طريق بلندگو به جمعيت اخطار داد كه برگرديد و الا همه كشته مي شويد، ولي جمعيت بدون توجه به اخطار به طرف نظاميان يورش بردند. پس از يكي دو اخطار، دستور آتش صادر شد...علاوه بر آن، نيروهايي كه در خيابان مستقر شده بودند، شروع به تيراندازي نمودند و جمعيت زيادي را نقش بر زمين كردند. مردم با شنيدن صداي تيراندازي پراكنده شدند و به داخل گندمزارهاي اطراف جاده فرار كردند، ولي در آن موقع يك نفر به بالاي تلي از خاك رفت و گفت: مردم برگرديد، گلوله ها پنبه اي است. مجددا جمعيت به سوي نيروهاي نظامي بازگشتند، اما اين مرتبه به قدري تيراندازي شديد بود كه كسي در امان نبود. ... (28)

آقاي حسن اردستاني جعفري نيز حادثه پل باقرآباد را چنين بيان مي كند:  سرهنگ بهزادي جلو آمد و گفت: رئيس شما كيست؟ همه ي جمعيت گفتند: ما رئيس نداريم. آقاي سيد مرتضي طباطبائي گفت: حالا من رئيس، چه مي گويي؟ او گفت همه برگرديد والا همه شماها را به رگبار مي بندم، طباطبائي گفت: اگر ما مي خواستيم برگرديم، از خانه هايمان بيرون نمي آمديم. ما براي آزادي آقاي خميني به راه افتاديم، ما از گلوله و كشتن نمي ترسيم بعد سرهنگ بهزادي دستور آتش صادر كرد كه در نتيجه همان اول آقاي سيدمرتضي مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهيد شد؛ البته او مي خواست با كلت كمري خود سرهنگ بهزادي را بزند كه به وي فرصت چنين كاري را ندادند. عزت الله رجبي هم مي خواست با قمه او را بزند كه موفق به انجام آن نشد و به شهادت رسيد.

در آن زمان سپاهيان دانش در بين تظاهركنندگان بودند و اطلاعات رزمي داشتند. آن ها با ديدن صحنه ي تيراندازي در بين مردم، فرياد زدند: داخل گندمزار فرار كنيد و به صورت سينه خيز راه برويد. مردم به گندمزارها فرار كردند و از طريق مزارع كشاورزي و گندمزارها متواري شدند. (29)
سيدرضا نيري كه خبر دستگيري امام را از تهران به ورامين برده بود در مورد اين حادثه مي گويد:  كفن پوشاني از ورامين و روستاهاي اطراف آن به تظاهرات پرداختند. نزديك پل باقرآباد مردم را به رگبار بستند و جمع زيادي را به شهادت رساندند. عده اي هم مفقود شدند. (30)
سه روز پس از قيام پانزده خرداد ساواك گزارش داد كه  ...عده زيادي كفن پوش از ورامين و يا دماوند به طرف تهران آمده بودند و مامورين انتظامي جلوي آنها را گرفت و بر اثر مقاومت مجبور به تيراندازي شده و در ميان راه عده اي از آنها را تيرباران نموده اند... (31)

تعداد تظاهركنندگان

شاهدان عيني و نقل قول كنندگان  تعداد راهپيمايان را متفاوت ذكر كرده اند. آقاي حسن اردستاني جعفري و آقاي محمد معصومشاهي، تعداد آنان را حدود 10 و 15 هزار  نفر ذكر كرده-اند. (32) همچنين آقاي حسن اردستاني جعفري تعداد كفن پوشان را هزار نفر تخمين زده است. آقاي حسن تاجيك كه خود از افراد حاضر در تظاهرات 15 خرداد ورامين بود، تعداد راه پيمايان منطقه ي ورامين،  در آن روز را حدود پنج هزار نفر ذكر مي كند. در گزارش ساواك نيز تعداد راه پيمايان ورامين، چهار هزار نفر ذكر شده است. متن گزارش ساواك بدين قرار است:  تعقيب گزارش قبلي، چهار هزار نفر كفن پوش كه از ورامين و همچنين از كن به طرف تهران عزيمت نموده بودند، بر اثر برخورد با نيروي ژاندارم و تيراندازي به طرف آن ها متواري شدند و موفق به اجتماع مجدد نگرديدند. (33)
آقاي علي اكبري كه از افراد شركت كننده در تظاهرات اين روز تاريخي بود و از شهر ورامين با جمعيت همراه شده است نيز تعدد افراد شركت كننده را پنج الي شش هزار نفر مي داند. (34)


گروه هاي شركت كننده در تظاهرات

در شهرستان ورامين بعد از كودتاي 28 مرداد و سركوب احزاب مخالفي چون حزب توده، ديگر احزاب غيردولتي و مخالف حكومت فرصت حضور و فعاليت پيدا نكردند و تنها حزب زحمتكشان ملت ايران و جبهه ملي اعضاي اندكي در اين منطقه داشتند كه آنها نيز در اوضاع سياسي ورامين تاثيرگذار نبودند؛ بنابراين حركت 15 خرداد يك جنبش مردمي بود و از تمام اقشار در آن تظاهرات شركت داشتند. كشاورزان، بازاريان، فرهنگيان، كارگران و روحانيون در روز 15 خرداد دست به دست هم دادند و حادثه ي مهمي را در تاريخ انقلاب اسلامي رقم زدند. (35)
اكثريت جمعيت شركت كننده در تظاهرات، كشاورزان و كارگران بودند. از روحانيون افرادي چون شيخ ابوالقاسم محي الدين، شيخ فتح الله صانعي، سيد آقااحمدي، شيخ احمد جنيدي، شيخ عباس قمي، سيدمحمد هاشمي، شيخ اسماعيل مهاجري و آقاي رضواني در راهپيمايي 15 خرداد 1342 ورامين شركت داشتند، ولي با وجود اين از روحانيون صاحب نام و معروف ورامين كسي در آن راهپيمايي حضور نداشت. (36) مساله ديگر حضور عده زيادي از دروگران در بين راه پيمايان بود كه در فصول تابستان از مناطق خشك كشور، از جمله آذربايجان، زنجان، همدان و لرستان براي درو كردن گندم-زارها به ورامين مي آمدند. آنان با شنيدن خبر دستگيري امام به راه پيمايان پيوستند. و شعارهايي به زبان تركي آذري عليه حكومت پهلوي سر  مي دادند. (37)

شعارهاي تظاهركنندگان

از جمله شعارهاي تظاهركنندگان سرمي دادند عبارت بودند از  از جان خود گذشتيم، با خون خود نوشتيم، يا مرگ يا خميني،  خميني، خميني، شاه به قربان تو، وليعهد بي پدر، خاك كف پاي تو (38)
 تا خون در رگ ماست خميني رهبر ماست،  يا مرگ يا خميني  به قدرت خميني شاه فراري شده «خمینی خمینی تو فرزند حسینی» از ديگر شعارهايي بود كه تظاهركنندگان در مسير حركت به تهران سرمي دادند. (39)

حوادث بعد از واقعه ي پل باقرآباد

آنگونه كه شاهدان آن واقع ي تاريخي اذعان مي دارند، بعد از قتل عام آن روز، ديگر تظاهراتي صورت نگرفت و شركت كنندگان در راهپيمايي، شبانه به خانه هايشان بازگشتند. عده اي هم كه در ميدان اصلي شهر ورامين به سبب نگراني از وضعيت بستگانشان كه تا آن وقت به خانه برنگشته بودند، جمع شده بودند، توسط نيروهاي انتظامي پراكنده شدند. محمد معصومشاهي كه از نزديك شاهد اوضاع شهر بود، در مورد وضعيت ورامين بعد از قيام 15 خرداد چنين مي گويد:  بعد از آن حادثه، عده اي از بزرگان و رجال ورامين كه وابسته به دستگاه حكومتي بودند، در ميدان امام خميني ورامين(شاه سابق) در كنار رئيس شهرباني و عناصر ساواك جمع شده بودند. سرهنگ بهزادي به سوي گروهي از مردم كه در ميدان مزبور جمع شده بودند و نگران خويشاوندان خود بودند كه تا آن موقع نزد خانواده هايشان بازنگشته بودند، تيراندازي كرد و به رئيس شهرباني ورامين فحاشي كرد كه چرا گذاشته است تظاهركنندگان از شهر خارج شوند؟ بعد از آن، نيروهاي انتظامي جمعيت را پراكنده كردند. آن شب هر قدر تقلا كرديم كه از وضعيت زخمي ها و شهدا اطلاع يابيم و شايد بتوانيم آن ها را به ورامين منتقل كنيم، به علت برقراري حكومت نظامي موفق نشديم. (40)

شهداي قيام 15 خرداد در ورامين

نقل قول ها در اين زميه متفاوت است. آقاي شيخ فتح الله تاجيك اسماعيلي درباره ي اين موضوع چنين اظهار داشته است:  در غائله ي پل باقرآباد، شش نفر شهيد شدند كه عبارت بودند از: عزت الله رجبي، ابوالحسني، معصومشاهي، محمدي، طباطبايي و مهابادي (41)
حسن تاجيك در مورد شهداي آن روز چنين مي گويد:  حدود 10 نفر در واقعه ي 15 خرداد، شهيد و بقيه زخمي شدند. چند نفر از آنها اهل ورامين و اطراف اين شهر بودند و سه چهار نفري هم از آذربايجان بودند كه براي درو و كارگري به اين منطقه آمده بودند (42)
آقاي شاه محمد شيركوند در مورد تعداد شهدا چنين مي گويد:  تعداد شهداي آن روز را من نمي توانم تخمين بزنم، چون موقع غروب بود و به آن صورت ديد نبود، ولي من از روي جسد سه چهار نفر رد شدم. يكي از آنها مرحوم محمدي بود كه زخمي شده بود (43)
آقاي يوسف علي شيركوند نيز در اين زمينه چنين گفته است:  تعداد شهدا را نميدانم، چون ما در جلوي جمعيت نبوديم. فقط من دو نفر را ديدم كه تيرخورده بودند، يكي لنگان لنگان خودش را به داخل گندمزار كشيد و ديگري در روي زمين افتاده بود (44)

هم چنين محمدحسين شيركوند كه در راهپيمايي روز 15 خرداد از ورامين تا پل باقرآباد شركت داشت در خصوص تعداد شهدا چنين گفته است:  تعداد شهدا حدود 7 الي 12 نفر بود كه از بين آنها شهيد محمد معصومشاهي و شهيد حسن خاني را مي شناسم (45)
سيد محمد طباطبائي تعداد شهدا و زخمي ها را كلا حدود هيجده نفر مي داند. (46)
علي اكبري نيز تعداد كشته ها را هفت يا هشت نفر مي داند. (47)
 سيد محمود محتشمي پور نيز در خاطراتش اشاره مي كند كه بر اثر تيراندازي ماموران به مردم ورامين  چند نفر از جمله يكي از مشتري هاي ما به نام  معصوم شاهي شهيد شدند (48)
فهرستي كه بنياد شهيد ورامين ارائه داده 7 نفر است. (49)
در سندي اسم دو زن نيز در بين شهدا ذكر شده است؛ اين دو زن در ساعت پنج بعدازظهر روز 15 خرداد، بر اثر اصابت گلوله در مسير ورامين به تهران شهيد شده اند. (50)
گفته مي شود كه اين تعداد رقم واقعي كليه شهداي آن قيام نيست زيرا اسامي افراد ديگري در بين شهدا ذكر شده و همچنين دروگرهاي آذربايجاني و زنجاني و حتي مردم مناطق ديگر از جمله لرستان نيز بودند كه كسي از اسامي و مشخصات آنها خبر ندارد؛ به طوريكه جنازه هاي آنها نيز توسط ساواك مخفيانه در مسگرآباد دفن شده است. (51)

مجروحين قيام 15 خرداد ورامين

آقاي حسن تاجيك در خصوص تعداد مجروحين روز 15 خرداد اظهار داشته است كه حدود 47 و 48 نفر شهيد و جروح شدند.(52)
با توجه به اينكه وي تعداد شهدا را ده نفر ذكر كرده است، مي توان تعداد زخمي ها را حدود 37 و 38 نفر تخمين زد..
ذكر نام مجروحين واقعه ي 15 خرداد ورامين به طور دقيق و كامل امكان پذير نيست، زيرا عده اي از زخمي شدگان به خاطر ترس از ساواك (53) موضوع جراحت خودشان را بروز نداده اند در فهرست تنظيم شده توسط ساواك در مورد عوامل و محركين قيام 15 خرداد ورامين، اسامي مجروحين9 نفر ذكر شده است. (54)
سيدمحمد طباطبايي و علي محمد كاشاني علاوه بر 9 نفر سند فوق اسامي 6 نفر ديگر را نام برده اند.(55)

عوامل اصلي قيام 15 خرداد پيشوا

فرماندار نظامي تهران و حومه در گزارشي كه به شاه در مورد قيام 15 خرداد مي دهد، طيب حاج رضايي را عامل اصلي حركت تاريخي مردم ورامين معرفي مي كند و بيان مي دارد كه اعزام تعدادي از اهالي ورامين به تهران نيز طبق توصيه ي وي و عوامل نامبرده صورت گرفته است. در بخشي از گزارش فوق در اين زمينه چنين آمده است:  ...ولي دلايل و گزارشات موجود حاكيست كه عامل اصلي شخص طيب حاج رضايي بوده و اعزام تعدادي از اهالي ورامين به تهران نيز طبق توصيه و اقدامات منسوبين وي در آنچا صورت گرفته است. (56)
احتمالا حاج حسن مقدس كه در روز واقعه حامل خبر دستگيري حضرت امام خميني از تهران به پيشوا بود و در صحن امام زاده جعفر نيز از طريق بلندگو مردم را به راهپيمايي و حركت به سوي تهران تحريك كرد، با طيب حاج رضايي در ارتباط بوده است. (57)
در دست نوشته هاي سعيد وزيري حاج حسن مقدس به عنوان كسي كه با آوردن خبر دستگيري امام خميني، مردم را تحريك به حمايت از ايشان مي كند نام برده شده است. (58)
همانطور كه قبلا گفته شد حسن اردستاني جعفري حامل پيام دستگيري حضرت امام را حاج عباس رحيمي مي داند و معتقد است كه محمدتقي علايي كه در حسينيه  مشغول روضه خواني بوده است بعد از شنيدن خبر دستگيري امام، مردم را تحريك به رفتن به صحن امام-زاده جعفر نموده  سپس در آنجا حاج حسن مقدس بلندگو را از دست مداح گرفته و خبر دستگيري حضرت امام را با گريه و زاري به مردم ابلاغ مي كند. (59)
اردستاني و وزيري در كنار افراد ذكر شده به فرد ديگري اشاره مي كنند و آن شيخ ابوالقاسم محي الدين از روحانيون پيشوا بوده است كه در پل حاجي پيشوا به بالاي ديوار گلي باغي مي رود و مردم را به راهپيمايي تشويق مي كند. (60)


در نهايت در سندي از ساواك حاج حسن مقدس، به عنوان محرك اصلي حادثه روز 15 خرداد پيشوا معرفي شده است كه به همراه 12 نفر ديگر در جريانات 15 خرداد منطقه فعاليت داشته اند. (61)
عوامل اصلي و محركان قيام 15 خرداد ورامين
يكي از محركان و عوامل اصلي حركت مردم شهر ورامين در آن روز، آقاي محمد معصومشاهي بود. وي سررشته ي شروع حركت مردم شهر ورامين را به هيئت مذهبي كه به گروه سماتي ها معروف بودند ارتباط مي دهد. (62)

اين هيئت مذهبي جمعه ها به نوبت در منزل اعضاي هيئت تشكيل مي-شد، و در آن روز دعاي سمات قرائت مي گرديد. بعد از اتمام دعاي سمات، اعضاي هيئت درباره ي مسائل سياسي روز صحبت، و در آن-باره تصميم گيري مي نمودند. افرادي چون سيدمصطفي ميرحسيني، حسن معصومشاهي، امير معصومشاهي، محمد معصومشاهي، محمد خليلي، خليل فرجي و يدالله اسكندري عضو آن هيئت بودند. (63)
ساواك ورامين بعد از قيام 15 خرداد در ضمن گزارشي اسامي 40 نفر را به عنوان عوامل تحريك مردم و اهانت به مقام سلطنت نام برد. (64)
سند ديگري از ساواك شخصي به نام علي پلنگ دره اي و پسرش موسي  را عامل تحريك مردم در حركت از ورامين به سمت پل باقرآباد و درگيري با نيروهاي دولتي معرفي مي كند. كه شاهزاده ناصرالدين ميرزا، مالك جمال آباد و سعد آباد ورامين، نيز آنان را تقويت مي كرده است. (65)
در نهايت قرار مي شود كه هيأتي از طرف دادرسي ارتش به رياست سرهنگ شاه حيدري براي رسيدگي و تحقيق در مورد متهمين 15 خرداد ورامين وارد عمل شوند. (66)

بازتاب قيام 15 خردا ورامين

علي شريعتمداري كه در 15 خرداد 42 ساكن اصفهان بوده است در مورد قيام 15 خرداد 42 ورامين مي گويد: ...ما آن طور كه بايد از حوادث قيام با اطلاع نبوديم. زيرا آن زمان اخبار چندان به سرعت منتشر نمي شد. اما مي دانستيم كه در برخي شهرها از جمله تهران چه وقايعي رخ داده است و به خصوص همه جا صحبت از مردم ورامين بود كه در راه تهران بسياري از آنان كشته شده اند. (67)
حسين شريعتمدار نيز در اين باره مي گويد:  ...آن روز همه در عزا بودند و گريه مي كردند. صحبت از شهادت عده ي زيادي بود كه در باقرآباد ورامين كفن پوش به اعتراض برخاسته بودند... (68)
جواد مقصودي نيز معتقد است كه ...راهپيمايي در ورامين خيلي تظاهرات مهمي بود؛ دسته اي عظيم از ورامين به سوي تهران حركت مي كنند كه آنها را به آتش مي كشند و از بين مي برند. (69)

پيامدهاي قيام 15 خرداد ورامين

بعد از قيام 15 خرداد ورامين، جو خفقان بر منطقه حاكم شد و علاوه بر اينكه ديگر كسي جرئت فعاليت سياسي نداشت يك نوع ياس و نااميدي نيز در ميان مردم به وجود آمده بود.(70)
البته به همان اندازه كه در مردم ايجاد ترس  شده بود به همان اندازه مأموران رژيم از اجتماع مجدد مردم منطقه واهمه داشتند به طوريكه  از بيم ححمله مردم، همه نيروها را در درون شهرباني و ژاندارمري گرد آورده و به حال آماده باش نگاه داشته بودند و حتي برخي از پاسگاه هاي حومه را تخليه كرده، همه نيروها را در مركز گروهان ورامين گرد آوردد. (71)
البته كشتار روز 15 خرداد تاثير عميقي بر مردم اين منطقه گذاشت به طوريكه به صورت مخالفين سرسخت شاه درآمدند و در مبارزات سال هاي 56 و 57، بر ضدر رژيم پهلوي بسيار فعال بودند. (72)
اما اين حادثه به لحاظ اهميت آن در تاريخ انقلاب اسلامي در حافظه ي تاريخي مردم منطقه ثبت شده است.

پانزده خرداد مبدا تاريخ انقلاب اسلامي

قيام پانزده خرداد ويژگي ها و پيامدهاي فراواني داشت و به علت اهميت آن، اين حركت مبدأ نهضت اسلامي نام گذاري شده است.
اما شاه در نطقي راديويي براي تحريف اين حركت چنين گفت:  ارتجاع سياه لوله آب را منفجر كرد، ارتجاع سياه برق تهران را خاموش كرد، ارتجاع سياه كيوسك هاي تلفن عمومي را از كار انداخت. چون به نظر او اينها مظاهر تمدن هستند و بايد از بين بروند. ارتجاع سياه با اينها مخالف است و مي خواهد به پنجاه سال پيش برگردد...!بايد به شما بگويم كه متاسفانه كساني كه بساط 15 خرداد را به راه انداختند در ميان كساني كه زخمي و يا دستگير شده اند خيلي از آنها مي گفتند كه ما چه كار كنيم به ما 25 ريال پول داده بودند و مي گفتند كه در كوچه ها بدويد و بگوييد زنده باد فلاني(منظور زنده باد خميني است)...بايد بگويم كساني كه بساط 15 خرداد را به راه انداخته و باعث ريخته شدن خون ها شده اند به زودي به سزاي اعمال خودشان خواهند رسيد (73)
امام خميني نيز حدود يك سال بعد در فروردين 43 طي سخنراني در جمع علما، روحانيون، بازاريان، دانشجويان و اقشار مختلف مردم، به تحليل قيام 15 خرداد پرداختند ايشان در صحبت هاي خود كشتار 15 خرداد را علامت تمدن مورد نظر حكومت دانستند، به تبليغات سوء عليه روحانيت تاختند، اسلام را موافق آزادي واقعي معرفي كردند و كشتار 15 خرداد را لكه ي ننگي براي حكومت دانستند. (74)
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني طي سخنراني در تاريخ 15خرداد 1360،  پيروزي 22 بهمن 57 را دستاورد نهضت 15 خرداد 42 دانستند. (75)

نتيجه

با مخالفت امام خميني با لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي و به دنبال آن سخنراني كه در عصر 13 خرداد 42، ايراد نمودند دستور دستگيري ايشان صادر شد. اين حادثه مصادف بود با ماه محرم كه در فرهنگ شيعه ويژگي هاي خاص خود را دارد.
دستگيري امام خميني، اعتراضات وسيعي را در شهرهاي مختلف از جمله تهران، قم، منطقه ورامين و...موجب گرديد.
مردم منطقه ورامين نيز با شنيدن خبر دستگيري امام، به عنوان حمايت از ايشان و مخالفت با رژيم پهلوي دست به تظاهرات گسترده اي زدند.
ابتدا مردم پيشوا كه مشغول برگزاري مراسم مذهبي بني اسد بودند به طرف تهران به راه افتادند و در بين راه مردم ورامين و روستاهاي اطراف آن به آنها پيوستند.
اين جمعيت خشمگين در پل باقرآباد مورد حمله ي نيروهاي حكومتي قرار گرفتند و با دادن تلفاتي اعم از كشته و زخمي مجبور به بازگشت شدند.
اين حركت تاريخي گرچه سركوب گرديد اما آثار و پيامدهايي داشت از جمله اينكه فضاي رعب و وحشتي را بر منطقه ايجاد كرد و همچنين رژيم كه از اجتماع مجدد مردم احساس خطر مي كرد تعداد نيروهاي امنيتي را افزايش داد و مهمتر از همه اينكه مردم منطقه به سرسخت ترين مخالفان رژيم تبديل شدند.
  • نوشته شده
  • در دوشنبه 9 تير 1393
  • ساعت 13
  • توسط روابط عمومی فرمانداری ورامین
  • تعداد بازدید 6900
عکسی برای این آلبوم ثبت نشده است.